هرچه بیشتر از حضور کانون الهی در درونت آگاه می شوی، بیشتر می فهمی که خویش تو نور است و کالبدت جز گسترشی از خویش تو نیست که به منظور متجلی کردنت در این جهان ساخته شده.
با افزایش هرچه بیشتر این آگاهی ، به وجودی ملکوتی تبدیل می شوی و به همان میزان هم بیشتر می دانی.هنگامی که آگاهی کامل از وجود متعالی حاصل کنی که درون خویش تو حضور دارد، بیشتر به آن هست متعال بدل می شوی
استاد از سخن باز ایستاد و به رودخانه تاریک و نجواگر خیره شد.انعکاس آسمان در سطح آب مانند توری بود که ذراتی زرین و درخشان در آن افتاده باشد.
اهل تبت بدرود گفت و دور شد .
جوینده در تارکی زیر درخت پاسخی را نجوا می کرد .گویی روح او ناگهان آزاد شده، در حال تجربه آرامشی عمیق بود که از درون تاریکی به نور در می آمد.
ناگهان احساس کرد، در روح آزاد شده، در دامان شب نشست و به زمزمه رودخانه گوش سپرد.
بیگانه ای بر لب رودخانه
اثر بی همتای پال توئیچل
ترجمه: هوشنگ اهر پور
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:33  توسط قاصدك
|
