یک پسر کوچک
به یک ستاره نگاه کرد
و گریه را سر داد
ستاره گفت:
پسر، چرا گریه می کنی؟
پسر گفت:
تو خیلی دور هستی
من هرگز قادر نخواهم بود
تو را لمس کنم
ستاره پاسخ داد
پسر اگر من هم اکنون
در قلب تو نبودم
تو نمی توانستی
مرا ببینی!
" جان مالیولا "
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 15:46  توسط قاصدك
|
